این کاروان شهدا رامیگردانند ک بگویند حواستان باشد مبادا روزی این گرمایتان سردشود؛ میگردانند ک بگویندهروقت ازین خیابان گذشتی ک کاروان را گذراندند ،فراموشت نشود که روزی شهید را شاهد شدی و دگر روز میتوانی اشهد همه خونش رابخوانی! و میگردانند کاروان را تا ب دنیا نشان دهند شهادت شخصیت را انجام دادید اما جریان سازی اش همچنان راه میگیرد.
به قلم:سیده فاطمه موسویان اصل

همه در عزایت داغ دارند داغی ک تا ابد میسوزاند جگرمان را،ای مالک اشترعلی…
همه کمرمان خم شد از اینکه فقط دیدیم شما رفتید و ندیدیم آنچه ک فراسوی مرزها انجام دادید.و نگذاشتید ک ببینیم آنچه شما دیدید…
اما فقط صدایش ب گوش ما رسید از دفاعها و مقابله با داعش.
ما ک از کلمه داعش هم میترسیدیم وشما بودید ک نگذاشتید طعم تلخ و زهرمارش را هیچ ایرانی بچشد.
فقط میگویم هوای ملت مان راداشته باش نگذار خاموش شود این عشق جهانی و بابصیرتی ک ملتمان پیداکرد.
وتاسف بابت اینکه کسی درکتان نکرد مگر باشهادت شما….
حاج قاسم امروز پدرت برایت چای می ریخت و بین عزاداران و گریه کن هایت پخش میکرد.
کمرش خم شده بود ولی خم میشد و سینی چای بدست همه را پذیرایی کرد.
همه مردم ایران حواسشان راجمع کردند برایت کم نگذارند.
هرچند شما بیشترازین برایمان گذاشتید،
امنیت و عزت و افتخار….
این عزای شما عزایی است ک فرزند درحق سوگ پدر میگیرد و ما چند روزیست ک پدر نداریم.
راستی حاج قاسم الان ک از مرز میگذری امنیت را میبینی ک ب ما هدیه دادی و تو چه افتخار آفریدی
خیلی ازمردم موقعی ک شهدای مدافع حرم رو میاوردن درکی نداشتن ازاین شهدا،اما همون مردم وقتی ک دیدن یه سردار بجای اینکه پشت میز بشینه و دستور بده،خودش میره پشت خط مقدم و دستور حمله میده وآخرش با این طرز شهید میشه به عمق بزرگی و کارهاش پی میبرن بایدهم اینجور عزیزبشه وقطعا باعث شد ک دید مردم تغییر کنه و ایشون کل عالم رو تغییر دادن
کسی نمیشناختش حداقل تاقبل ازشهادتش!
حداقل تا دیروز قبل ازاعلام خبر شهادتش!
اما شاید امروز هم کسی نشناسدتش ب اسم و رسم قوم و خویش،اما باعث عزت و افتخاربودنش راهمه میشناسند.
بیخودنگفته ام ک اگر بگویم بارفتنت حس کردیم پدرمان را از دست دادیم.
وشاید بقول یکی ک حتی فقط برای محافظت از کشورهای ایران و عراق و …قدم میزدی در مرزها،همه حس کردند ک نبودت آرامش جهان و وجودمان را بهم میزند حاج قاسم.
پدری ات را ادامه بده ای پدرجان سرافراز ایرانم….
امروز شهرماهم شاهد این عزا داغ سنگین بود.
اما مراسم در شهر ما ب نحوی دیگر است.
سازچمری یه مراسمه ک تو استان ما واسه عزیزترین آدم زندگی ک فوت کنه و یا شهید باشه و یا جوونمرگ شده باشه میزنن.
من خودم اولین باربود ک این رو میدیدم.
آنقدر حزن داره این آهنگ ک مردم کل ایران وحتی شهرما سردار بزرگ رو مثه فرزند خودشون براش عزاداری کردن.
باشنیدن این صدا حس کردم ک واقعا خبر بزرگی هست و تکون شدید خوردم چون باورم نمیشد این خبر شهادت….
این ساز فقط برای بزرگان میزنن و سنگینی این عزا برام هزار برابر شد.تو سکوت و سرما و بارون شهر و صدای ساز چمری تو فضایی ک ابهام و ناباوری برام به باور تبدیل شد..
اما ازش خواستم ک کمکم کنه بمونم پای ولی زمان، امام خامنه ای و امام زمان، ان شاالله.





