اینروزها همه جا تنهاییست، دوستیها و مهمانیها و چای خوردنهای دورهمی… حتی کربلا و مشهد و مدینه و قم و…. تنهاییهایی به وسعت کل کره ی زمین.بی هیچ اذنی و اجازه ای… حتی عرفات هم خالیست و اینبار دوربینها تنهایی را تصویر میکشند و وای به ما، که کعبه خالیست و ما که نمیتوانیم دورش بگردیم بعد از شناخت خدا… و اما موسم محرم شود و اینبار فقط این تنهایی میچسبد؛چون غم حسین جنسش فرق داردو تنهایی حسین و تنهایی عزاداری اش میچسبد به همه جمع های عالم.
شیخ رجعبلی خیاط
اگر خدا را بخواهی قیمت تو بی نهایت است و اگر دنیا را بخواهی قیمت تو همان است که خواسته ای!
کف حیاط مسجد پربود از گل و لایی ک خبرمیداد چهل روزو خرده ایست ک آب نخورده.
قفل زنگ زده ک روی جاقفلی در بود گمانش رانمیکرد روزی مانع شود بر صدای مولودی خوانی برای امام زمان…
بر قامت بستن مومنین هنگام تکبیر مکبر!*
قفل شود بر راه سرخالیهایی ک عصا بدست می آمدند!و همهمه صدا،هنگام قنوت ک هر کسی چیزی میگفت!
همه بفکر اهالی مسجدبودند و قفلهایی ک زده شد و خاکی ک کسی نیست بروبد،اما اجتماع خیابان هارا هم فکری کنید.
شاید این بارمو به سرها هم بیایند با رفع کرونا!
به قلم:سیده فاطمه موسویان اصل
ریسه های بندشده طلایی رنگ؛ در شب تاریک زیرآسمان شب؛میرقصیدند. همین است بساط ما برای جشن میلادت،خوب ک نگاه میکنم،نه تنها همین نیست برای جشنمان. ستاره ها هم چشمک میزنند و زیبا نور رقصانی میکنند. یکی خیلی نزدیک و پرنور ودیگری دوروکم نور عین چشم چینی ها! خلاصه دراین کرونابازار دنیا جشن میلادت هم در آسمان زیبابود. به قلم:سیده فاطمه موسویان اصلhttps://mahdion73.kowsarblog.ir/
درآسمان غوغا کرده بود و ب جان آسمان ریخته بود،انگار به جنگ آمده بود! صدایی مثل ترکاندن بمب میداد،حتی رنگ به روی ابرها هم نگذاشته بود! خلاصه دمار از روزگار پرنده ها هم دراورده بود. کلاغی ک درمسیر غرشش بود بیچاره فریاد میزد و پناه میخواست. خلاصه امروز غرشهای بمب گونه آسمان تمام شد وآسمان؛آبی اش را نمایش داد با تکه ابرهای سفید. به قلم:سیده فاطمه موسویان اصل 









