10 اسفند 1402
چند روز بعد از عاشورا نزدیک های غروب بود که محمد علی به در خانه ما آمد و از من خواست که پول هایمان را روی هم بریزیم و اسپری بخریم جهت شعار نویسی . قبول کردم . محمد علی خیاط بود . روی پارچه شعار دوزی کرده بود . چندین پلاکارت به این شکل درست کرد. اسپری ها… بیشتر »
نظر دهید »