13 مرداد 1400
6037997595159378فریبا میرزایی سلام شب همگی بخیروشادی ،دوستان چندروز پیش توی یک روستا خونه ای منفجر میشه ومرد خونه صددرصد میسوزه ومیمیره ،البته سه تا بچه داره ولی خداروشکر هیچ اتفاقی واسه اونا نمیفته چون بامادرشون خونه نبودن ،ساختمون باتمام وسایلش نابود… بیشتر »
نظر دهید »
13 مرداد 1400
13 مرداد 1400
❇️توصیه های درمانی کرونا(مجرب) ?آب سیب هر ۴ ساعت یک مرتبه ♨️بخور: بابونه،اسطوخدوس، تخم گشنیز و در افراد گرم و خشک مزاج گل ختمی یا پنیرک یا یک برش لیمو نیز اضافه شود(هر ۴ ساعت یک مرتبه و به مدت ۲۰ دقیقه) ?دمنوش: بابونه، اسطوخدوس، ختمی و کاسنی هر کدام… بیشتر »
13 مرداد 1400
گفتم ای جنگل پیر تازگیها چه خبر؟ پوزخندی زد و گفت هیچ ! کابوس تبر … گفتم از چوب درختان بهار چه کسان بهره برند؟ گفت آنان که درختند و به ظاهر تبرند! گفتم اما مگر از جنس خودت نیست تبر!؟ پوزخندی زد و گفت تازگیها چه خبر…!? ????? بیشتر »
13 مرداد 1400
خفگی! مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند. پنجره های اتاق باز نمی شد. نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند. با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد، و سراسر شب را راحت خوابید. صبح روز بعد… بیشتر »
13 مرداد 1400
13 مرداد 1400
نامه ای به احساسم دلم کمی گذشته می خواهد! آن موقع ها، که تجدید آوردن بد نبود و اگر تجدید می شدیم ، باعث سرافکندگی خانواده، نبودیم. یک سوال؟ آن موقع ها نصف کلاس تجدید می شدند و حداقل دو نفر، رفوزه!… ما خنگ بودیم یا بچه های الان… بیشتر »
13 مرداد 1400
#عادت کردیم هعی #خودمونو یاد #همه بندازیم کسی #بخوادمون #خودش میاد،،،?? به دلم الهام کن … که من باور کنم … باید گوش به حرف تو بدهم … من باید وقف تو شوم … و اَلْهِمْنِي التَّقوي … و پرهیزگاری را به من الهام کن… بیشتر »
13 مرداد 1400
{♡گفت: بالاخره يه روز مجبورى فراموشش كنى! گفتم: رفت و اومد باد رو تا حالا ديدى؟! تو دستات گرفتيش؟ تونستى نگهش دارى يا پرتش كنى اونور؟ نه! عصرى نشستى تو بالكن دارى برگه صحيح ميكنى يهو بيخبر ميپيچه تو برگه ها بهمشون ميريزه! يادِش مثل باده! يهو مپيچه بهم… بیشتر »